| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
چه بر سر تولیدات ایران آوردند؟!
از نظر سیاسی در جهان دو نوع کشورها هستند که ابر قدرت محسوب می شوند، یکی کشور های صادر کننده ی قوی و دیگری وارد کننده ی قوی. صادر کننده ابر قدرت محسوب می شود چون بقیه ی کشورهای جهان به اجناس تولیدی ان کشور نیاز دارند و از این رو مناسبات تجاری و اقتصادی فراوانی با هم خواهند داشت و به خاطر این نیاز مجبور هستند که رابطه ی سیاسی خود را با آن کشور حفظ کنند. چون در صورت به هم زدن روابط ، کشور مزبور می تواند آنها را تحریم کند و دیگر تولید های خود را به آن کشور نفروشد و این باعث ضربه خوردن به اقتصاد کشور طرف مقابل خواهد شد در حالی که تولید کننده همان اجناس را به کشورهای دیگر صادر خواهد کرد. روش دیگر این است که کشور وارد کننده ی قوی بشود و اکثر مواد مورد نیاز خود را وارد کند، این مورد بیشتر در کشورهای جهان سومی وجود دارد که دارای ثروت طبیعی فراوانی مانند نفت و معدن می باشند. این کشور ها ابر قدرت محسوب می شوند چون از اکثر کشورهای جهان کالا وارد می کنند ، و بازار مناسبی برای فروش کالاهای تولیدی آن کشورها می باشد. آن کشورها نیز با صادرات کالا برای خود سود آوری خواهند داشت . لذا وقتی کشور وارد کننده تصمیم بگیرد که با آن کشور قطع رابطه کند ، تمام کارخانه های تولیدی آنجا ورشکست خواهند شد و این بحران مالی در آن کشور را در پی خواهد داشت و کشور وارد کننده نیز همان کالا ها را از کشور دیگری وارد خواهد کرد. پس برای جلوگیری از این اتفاق آن کشورها مجبور هستند در اکثر مقاطع از کشور وارد کننده حمایت کنند و او را از خود راضی نگه دارند. پس دیدیم که هر دو این کشورها در عرصه ی سیاسی یک قدرت بزرگ محسوب می شوند ولی این کجا و آن کجا؟! متاسفانه کشور ما در دولت نهم ماجراجویی های فراوانی را در زمینه های مختلف بین المللی انجام داده و بسیاری از معادلات سیاسی جهان را با این توهم که در پشت پرده ی این معادلات سیاسی صهیونیست ها قرار دارند و این که آمریکا –البته روسیه ایرادی ندارد- با این معادلات قصد براندازی نظام را دارد، به هم زده. و اساسا دولت نهم بنا را بر این گذاشته که از هر قانون سیاسی تبعیت کند مثل این است که به آمریکا باج داده! بنا بر این تصمیمش بر این است که تماما مسائل سیاسی را به افراد غیر سیاسی واگذارد . برای مثال در فیلم انتخاباتی دولت نهم بخشی وجود داشت که رئیس دولت در جمع سینه زنان حاظر شده و رسما می گویید که:"به من می گن تو باید با سیاست مدارها نشست و برخاست کنی ولی من خاک پای عزادارن ابا عبدالله رو به خروار خروار از این سیاستمدارهای بی خاصیت نمی دم" ! در اینجا رابطه ی خود را با سیاست و سیاستمدار مشخص می کند و اعلام می کند که سیاست و سیاستمدار بی خاصیت است و نشان می دهد که از نظر حضرتشان سیاست یک وسیله ایست برای انقلاب مخملی و براندازی نرم! حال ما از ایشان چندان هم انتظار نداریم که سیاست های درستی در پیش گیرد! از این رو می بینیم ایشان از طرفی نمی تواند از ماجراجویی ها و دخالت های بی ربط خود دست بردارد! و دوست دارد هر حرفی را به امید اینکه امام زمان دارد بر زبانش جاری میکند بگوید! و این قطعا باعث رنجش بسیاری از کشورها از ایران می شود و ممکن است قطع رابطه ی آنان را در پی داشته باشد و این در جامعه ی بین الملل علیه ایران خواهد بود، از طرفی ایشان در هر مسئله ای دنبال جواب گذرا و التیام مقطعی می گردد مانند بحث بنگاه های زود بازده و ... . وقتی وی می بیند کشور به خاطر سیاست های غلط ایشان در شرایط سیاسی خوبی نیست و باید به طریقی جلوی فعالیت های اکثر کشورها علیه ایران را بگیرد و از طرفی طبق گفته های قبلی نیاز دارد که یا صادر کننده ی بزرگی شود یا وارد کننده ی بزرگ، و از آنجا که وی دنبال راه های کوتاه است روش دوم را انتخاب می کند! یعنی وارد کننده ی بزرگ. پس می بینیم که چطور سیاست و اقتصاد با هم رابطه ی تنگاتنگ دارند. و برای اینکه کشوری –حتی ایران- بتواند از موضع قدرت در مسائل سیاسی وارد شود قبلا باید از نظر اقتصادی خود را تقویت کند وگرنه همان میشود که بر سر کشور ما آمد که برای فرار از بحران سیاسی بین المللی وانزوای کامل ایران مجبور به واردات بی رویه می شویم و اینطور هم تولید داخلی ضربه می خورد و کارخانه دار ورشکست می شود و هم هزاران کارگر از کار بی کار می شوند و این خود رابطه ی مستقیمی دارد با آمار طلاق، بزه ، فساد و ... در کشور. و همچنین این نوع واردات بی رویه باعث افزایش تورم و گرانی در بازار می شود یعنی دقیقا همان چیزی که با آغاز به کار دولت نهم که در راس ان کارشناس ارشد قرار داشت شاهد سیر صعودی آن بودیم! اما برخی کارشناسان دلایل دیگری برای افزایش بی رویه ی واردات در دولت احمدی نژاد ذکر می کنند که در نوع خود قابل تامل می باشد. دولت اعلام کرد که قرار است سود سهام عدالت پرداخت کند. سوالی که ایجاد می شود این است که این سود کدام کارخانه یا صنعتی است که اینقدر زیاد است؟! چرا این صنعت را وارد بورس نمیکنید؟! چرا اسم این کارخانه را اعلام نمی کنید؟! پس نتیجه می شود که این سود بر خلاف ادعای حضرات آقایان، متعلق به بخش صنعت نیست. اما این سود چیست؟ ما بارها سوال کردیم پول سرشار حاصل از فروش نفت چه شد؟ وقتی ما این سوال را می کردیم به جای جواب این سوال ، می شنیدیم که می گفتند شما سیاه نمایی می کنید! اما جواب این سوال در زیر می آید. دولت برای خرید رای مردم نیاز داشت به آنها پول نقد (در مذموم ترین شکل آن و به صورت صدقه ای) بدهد. چون از طرفی باعث ورشکستگی تولیدات داخلی شده بود و از این رو امکان سرمایه گذاری در بخش تولید نبود و حتی اگر بخش خصوصی هم چنین اقدامی می کرد با واردات بی رویه ی دولت که به این واردات نیاز سیاسی داشت ورشکست می شد. همانطور که گفته شد دولت نیاز داشت پول نقد بین مردم پخش کند تا کم سوادها و روستائیان را به خود جذب کند (چه آن که ایشان گفته بود رای ما در میان روشنفکران و دانشگاهیان نیست، و در اثبات رای بالایشان اعلام کردند که بر خلاف شهرنشینان، روستائیان به وی رای داده اند!) از طرفی درآمد های حاصل از نفت به صورت دلار در کشور موجود بود، و دولت هم که نمی توانست بیاید و دلار بین روستائیان پخش کند و بگوید اینها سود کارخانجات ایرانی است! پس مجبور بود که دلار را به خارج از کشور ببرد و به وسیله ی آن کالا بخرد و بعد آن را وارد کشور کند و در داخل بفروشد و به ریال تبدیل کند تا بتواند آن پول ها را به اسم سود سهام عدالت بین مردم پخش کند و در ازای آن رای بگیرد! و اینطور شد که واردات در ایران توسط بخش دولتی به بالاترین میزان خود رسید. از طرفی این نوع پخش پول، یعنی پول بدون پشتوانه (پولی که از تولید داخلی ایجاد نشده و کارگران ایرانی در تولید این پول نقشی نداشتند) در بین مردم باعث ایجاد و یا رشد شدید تورم می شود. که بخش عمده ای از تورم بالای 25 درصدی ( وبه گفته ی بسیاری از کارشناسان غیر وابسته، 40 درصدی ) از همین نوع سیاست پولی در کشور ناشی می شود. که یکی از دلایل دولت برای انحلال شورای پول و اعتبار هم همین موضوع بود که آنان به رئیس دولت که خود کارشناس ارشد است هشدار داده بودند که سیاستهای ایشان موجب بالا رفتن نرخ تورم می شود. بالاخره داستان دراز است و فرصت کوتاه و قلم لرزان از ترس شکستن، پس ما این مقدمه های ابتدایی را بیان کردیم تا تو خود حدیث مفصل بخوانی از این مجمل. به امید ایرانی آباد |+| نوشته شده توسط حاجی در پنجشنبه 1388/06/19 و ساعت 3:26 بعد از ظهر |
نمیدانم در 17 شهریور امسال رئیس جمهور 24 میلیونی چه خواهد گفت؟!
این متن از یک سایت انقلابی برداشته شده:
"ساعت 6 بامداد امروز، اولین اعلامیه حکومت نظامی و برقراری آن در یازده شهر از رادیو به اطلاع مردم رسید، فرماندار نظامی تهران، ارتشبد غلامعلی اویسی، ضمن اعلامیههای متعدد به مردم هشدار داد که مقررات حکومت نظامی را کاملاً رعایت کنند. از اولین ساعات صبح، با وجود انتشار اعلامیههای حکومت نظامی، در شرق تهران مردم به خیابانها ریختند و به سمت میدان ژاله به حرکت درآمدند. تظاهرکنندگان بدون توجه به مقررات حکومت نظامی، با شهامت و از جانگذشتگی و ایثار، شعارهای خود را که علیه نظام و شاه بود با صدای رسا، بیان میکردند و کوچکترین توجهی به سربازان ـ که به حالت آمادهباش در خیابانها و پشتبامها سنگر گرفته بودند ـ نداشتند. پس از اخطارهای مأموران، چون مردم متفرق نشدند، فرمان حمله صادر شد و قریب دو ساعت میدان ژاله و خیابانهای اطراف آن تبدیل به میدان جنگ شد و گلولههای سربازان پشتسرهم به سوی مردم شلیک میگردید؛ به طوری که در اولین لحظات تیراندازی، در جویها خون جاری شد و عده زیادی جان خود را از دست دادند." ۱۷ شهریور نزدیک است و من نمیدانم عکس العمل دولت و صدا و سیما و انقلابیون در این روز چه خواهد بود؟! نمیدانم آیا باز هم می آیند بگویند که رژیم خونخوار شاهنشاهی مردم معترض را به خاک و خون کشید؟ آیا رویشان می شود که بگویند چرا شاه مردم بیگناهی که فقط علیه او اعتراض داشتند را کشت؟ پیشنهادی که من به آنها دارم این است که اگر فیلمی از ماجرای ۱۷ شهریور در دست ندارند بیایند و فیلم کشتار مردم توسط خودشان را به جای آن پخش کنند٬ چه فرقی دارد هر دو کشتار ملت بیگناه و معترض ایران است٬ هر دو نماد دیکتاتوری است٬ هر دو تشنگی قدرت مسئولین را نشان میدهد٬ هر دو٬ملت استبداد ستیز را نشان میدهد و ... . چقدر شباهت دارد ۱۷ شهریور آن سال با حوادث اخیر بعد از انتخابات. نمیدانم با چه رویی احمدی نژاد سرکوب و کشتار ملت توسط رژیم شاه را محکوم خواهد کرد؟ نمیدانم چگونه استبداد شاه را محکوم خواهند کرد؟ نمیدانم چگونه شاه را که می گفت مردم از طرف بیگانه های خارجی هدایت میشوند را مسخره خواهند کرد؟! نمیدانم چگونه اعلام خواهند کرد آن مردم آزاده بودند ولی اینان اراذل و اوباش؟ نمیدانم چگونه به آنها شهید و به این ها منافق خواهند گفت؟ ولی دکتر احمدی نژاد است و اعتماد به نفس معروفش! همانطور که گفت در ایران بیکاری کاهش یافته٬ همه چیز ارزان شده٬ در این ۴ سال به قله های افتخار رسیدیم و همانطور که اعلام کرد ۲۴ میلیون رای آورده٬ حتما با کمال آرامش این حرفها را هم خواهد زد! |+| نوشته شده توسط حاجی در پنجشنبه 1388/04/11 و ساعت 7:28 بعد از ظهر |
اصلاح طلب افراطی معنایی ندارد
بعضی جاها و از بعضی افراد -حتی افراد سرشناس اصلاحات- میشنویم که می گویند فلان اصلاح طلب خوب نیست٬ افراطی است! بهتر است بدانیم معنای افراطی چیست؟ یک مثال میزنم تا موضوع روشن شود: در یک جاده ای که سرعت مجاز آن ۱۲۰ است فرض کنید اتومبیلی با سرعت ۱۲۰ برود آیا این راننده با سرعت غیر مجاز رفته؟ درست است شاید در خیلی جاها این سرعت غیر مجاز محسوب شود ولی در این راه و این جاده این طور نیست٬ در عوض در همین جاده ماشینی با سرعت ۲۰ حرکت کند و ادعا کند که من تندرو نیستم! به نظر شما خطر این شخص برای این جاده بیشتر است یا شخص اولی؟ حتما همه میدانید که اگر در یک جاده ای که سرعت مجاز آن ۱۲۰ است کسی با سرعت ۲۰ حرکت کند واقعا خطرآفرین است چرا که هر لحظه ممکن است یک ماشین که با سرعت می آید به آن برخورد کند و حادثه بیافریند. اصلاحات جاده ایست برای عبور و یک سرعت مجازی هم برای خود دارد و در این برهه ی زمانی سقف این سرعت بالاست و کسی که با سرعت بالایی حرکت کند خطر ایجاد نکرده بلکه آن شخص که به آرامی میرود بیشتر خطر می آفریند. در وضع امروز کشور برای رسیدن به مقصود باید بدانیم که راه درازی در پیش داریم وباید با سرعت برویم و بدانیم کسی که میگوید فلانی افراطی است و بهمانی تند رو! بویی از اصلاحات و اهداف آن و یا از شرایط امروز ایرانمان نبرده است و ما چیزی به معنای اصلاح طلب تند رو نداریم بلکه آن افراد دارند با سرعت مجاز آن جاده حرکت میکنند و کسانی که آرام میروند در اشتباهند. |+| نوشته شده توسط حاجی در چهارشنبه 1388/01/19 و ساعت 10:42 بعد از ظهر |
آقای احمدی نژاد لطفا صرفه جویی کنید!
با تبریک سال نو٬ سالی که با کشته شدن زندانی سیاسی به استقبال آن رفتیم٬ سالی که با زندانی شدن دانشجوها و خانواده هاشان به خاطر نشستن سر سفره ی هفت سین آغاز شد و ... اولین مطلب امسال را می نویسم. آقای خامنه ای امسال را سال "اصلاح الگوی مصرف" نامگذاری کرد و مردم را به صرفه جویی در مصرف و دولت را به صرفه جویی در هزینه ها دعوت کرد و ما هم از این نامگذاری و صرفه جویی استقبال میکنیم!
قبل از عید وقتی بحث تبلیغات آقای خاتمی مطرح شد و سفر های استانی ایشون شروع شد٬ خیلی ها خرده میگرفتند که چرا از الان تبلیغات شروع شده و چرا اینقدر در این سفرها هزینه شده است؟! سوالی که ما داریم این است که چرا آقای احمدی نژاد از ۴ سال پیش سفرهای تبلیغاتی خود را شروع کرده و چرا در آن سفرها آنقدر هزینه کرده است؟! به گفته ی خودشان هزینه ی هر بار سفر استانی نزدیک ۵۰۰ میلیون ریال است (البته تجربه ثابت کرده است که همیشه "خودشان" آمار غلط میدهند با این حال ما قبول میکنیم) و این هزینه ایست که خود هیئت دولت برای سفر متحمل می شود و این جدای از هزینه های آوردن مردم از روستا برای استقبال٬ هزینه های نصب عکس های تبلیغاتی احمدی نژاد در شهر٬ هزینه ی نهار برای استقبال کننده ها٬ هزینه ی کاشت گل و گیاه در مسیر حرکت احمدی نژاد و ... میباشد. آیا درست است دولت برای تبلیغات انتخاباتی برای خودش از بیت المال هزینه کند؟ پس پول های امثال صادق محصولی کی به درد دولت خواهد خورد؟!!!
قبل از عید دولت محترم براساس فعالیت های مهرورزانه ی خود نزدیک ۲۵۰۰ میلیون ریال فقط برای خوابگاهیان دانشگاه علم و صنعت عیدی داد! سوال این است اگر این واقعا عیدی بود پس چرا فقط دانشگاه علم و صنعت؟ مگر دانشجوی بقیه ی دانشگاه ها خرج ندارند؟! و اگر یک برنامه تبلیغاتی بود پس چرا دولت عدالت محور از بیت المال برای تبلیغات خود آن هم از الان استفاده میکند؟! ولی فرضیه دیگری که وجود دارد این است که این پول ها عیدی نبوده بلکه نوعی تشویق و تشکر از دانشجویان علم و صنعت بوده! چرا که تنها دانشگاهی که به این گروه نزدیک است دانشگاه علم و صنعت میباشد که اکثر هیئت دولت و رئیس جمهور خود از افراد این دانشگاه هستند و فرزند رئیس جمهور هم در بسیج این دانشگاه فعالیت میکند و این دانشگاه تنها دانشگاهی بود که احمدی نژاد بدون اعتراضات دانشجویی به آن رفت و آمد میکرد و با دادن این پول تشکر خود را از آنان اعلام کرده است!!! ولی کاش رهبر زودتر دستور صرفه جویی می داد تا آقای احمدی نژاد کمی در هزینه های تبلیغاتی خود از بیت المال صرفه جویی میکرد! ولی هنوز هم دیر نشده. آقای رئیس جمهور کمی صرفه جویی کنید!
از دوستانی که احساس میکنند رئیس جمهور معتقد و عدالت محوری دارند و از او حمایت میکنند خواهش میکنم فقط چند لحظه بدون پیش زمینه های فکری که معمولا از بالا و به صورت دستور می آید کمی در رفتار دولت نهم تأمل کنند و بعد از او حمایت کنند و مخالفان او را متهم به کفرگویی و ... کنند! والسلام علی من اتبع الهدی ... |+| نوشته شده توسط حاجی در دوشنبه 1388/01/03 و ساعت 2:55 بعد از ظهر |
خاتمی برای اصلاحات، احمدی نژاد برای اصولگرایی، میر حسین برای ایران
چرا میر حسین؟ این سوالی است که باید پاسخ داده شود. میر حسین کیست؟ موسوی نخست وزیر دوران جنگ و به عبارتی بحرانی ترین دوران ایران بود و کسی بود که در آن دوره توانست کشور را به بهترین صورت ممکن اداره کند٬ با کمترین نرخ تورم در تاریخ بعد از انقلاب ایران. میر حسین خود را نه یک اصلاح طلب می داند و نه یک اصول گرا٬ بلکه خود را پایبند برخی اصول میداند ولی اصول ایشان با اصول نیروهای به اصطلاح اصولگرا متفاوت است. او همان کسی است که دخالت نهاد های قدرت در اداره کشور را نمیپذیرد حال این نهاد قدرت رهبر باشد یا هر کس دیگر! و هم او بود که با توقیف فله ای روزنامه ها مخالفت کرد و گفت اگر من جای خاتمی بودم استعفا میدادم٬ میرحسین بود که درخواست تلویزیون برای احزاب داده بود و ... ٬ این ها همه جنبه های اصلاح طلبی اوست ولی باز هم او کسی است که از اسلام ناب محمدی حمایت میکند و حامی واقعی محرومان (نه مثل احمدی نژاد!) است و به فکر آرمان های واقعی انقلاب یعنی شناساندن اسلام واقعی به جهان است و این ها و امثال اینها هم گرایش اصولگرایانه ی اوست.
ولی دوستانی که نگران اصلاحات هستند و فکر میکنند بدون خاتمی و شخص تمام اصلاح طلب نمیتوانند موفق شوند باید بدانند که اگر خاتمی ۱۰ شعار اصلاح طلبی خوب میداد و در نهایت به هیچکدام عمل نمیکرد٬ موسوی کسی است که اگر ۵ شعار از اصلاحات بدهد به همه ی آنها عمل خواهد کرد و برای تحقق آنها در مقابل هیچ کس و هیچ نهادی عقب نشینی نخواهد کرد.
در ضمن باید بدانیم رئیس جمهور یک مقام اجرایی است نه یک تئوری پرداز سیاسی٬ ممکن است خاتمی تئوری های سیاسی خوبی ارائه کرده باشد ولی در مقام اجرا با قدرت عمل نکرده است. ما به هنگام مقایسه ی کارنامه ی این دو عزیز به قدرت مسلم اجرایی موسوی در برابر خاتمی پی میبریم و در این مورد نیز شخص برتر برای کشور باز همان موسوی است نه خاتمی. رئیس جمهور باید با قدرت اجرایی بالا به امور کل کشور٬ به اقتصاد و معیشت مردم و به آزادی های مشروع مردم برسد و کاری کند که مردم از سر گرسنگی مجبور به انتخاب غلط نشوند ( و تئوری "مردم ایران را گرسنه نگه دار و حکومت کن" که الان از طرف احمدی نژاد انجام میشود٬ از بین برود) و به احزاب اجازه دهد که آزادانه فعالیت کنند و تئوری های خود را تبلیغ کنند تا مردم با فکر و اندیشه به اصلاحات ایمان بیاورند و از این طریق جامعه مدنی ایجاد شود. چرا که اگر خود رئیس جمهور تئوریسین شود این تئوری خود تبدیل به تئوری قدرت میشود و این برای نظریه ی اصلاحات خوب نیست. از طرفی میر حسین کسی است که در صورت حضور رای او بسیار بیشتر از آرای تمامی افراد دیگر میشود٬ چرا که یک اجماع قلبی از هر دو طرف روی او وجود دارد و مسلما با این حال او رای هر دو جناح را خواهد داشت و اگر رای زیاد شود امکان تقلب دولت (که سابقه دارد) کمتر میشود.
امیدواریم خاتمی خود وضعیت کشور را درک کند و هر چه زودتر به نفع میر حسین موسوی کنار بکشد. |+| نوشته شده توسط حاجی در جمعه 1387/12/23 و ساعت 4:52 بعد از ظهر |
دفن شهید یا دفن دانشجو ؟
چند روزی از پروژه ی دفن شهید در دانشگاه میگذرد که قلع و قمع دانشجویان را در پی داشت.
بحث دفن شهید در دانشگاه یک بحث جداست و در این مورد مسائلی مطرح میشود از جمله اینکه در ضمن برای خود من سوال بود که اصلا چرا دانشجو با دفن شهید باید مخالف باشد؟ و اصلا این که دانشجو باید افتخار کند به دفن شهید در دانشگاهش و احساس میکردم که این دانشجویان برای مخالفت با دولت با دفن شهید هم مخالفت میکنند که میگفتم این کار زشت است و برای دانشجو ناپسند٬ اما با مطالعه بیشتر در مورد این ماجرا و ماجراهای مشابه در دانشگاههای شریف و تهران به یک سری نتایج جدید رسیدم و دیدگاهم در این مورد تا حدودی عوض شد.
آیا شهیدان از این پروژه راضی بودند؟! |+| نوشته شده توسط حاجی در پنجشنبه 1387/12/08 و ساعت 3:5 قبل از ظهر |
دولت خیلی شجاع!!!
هر بار که تلویزیون را باز میکنی میبینی که دم از اقتدار و عزت ملی میزنند! و اینکه ما قدرت اول منطقه و شاید جهان شده ایم و الان تمام کشور ها از ما میترسند!
وقتی هم دلایلشان را میخواهند٬ میگویند که ما الان از آمریکا و هیچ کشور دیگری نمیترسیم! (حالا بگذریم که چه خوب از روسیه میترسیم! من نمیدانم این روسیه کی مسلمان و برادر ما شد!) فرض را بر این بگذاریم که راست میگویند و نه از آمریکا٬ نه اروپا و نه آسیا و اصلا نه از کل جهان نمیترسند! ما این را چگونه باور کنیم وقتی میبینیم که دولت معظم از چند دانشجو میترسد! آیا این دانشجوها از آمریکا هم خطرناکترند که دولت شجاع از آمریکا نمیترسد ولی از آنها میترسد؟! من که هر چه در آینه نگاه کردم خودم را ترسناک ندیدم! نه خودم را و نه هیچکدام از هم دانشگاهیانم را ! گفتم حتما ما ترسناک نیستیم که تا به حال با ما هم کاری نداشتند پس رفتم عکس آنهایی را که دستگیر شده اند٬ اخراج و یا تعلیق شده اند را دیدیم٬ تعجب کردم چون آنها هم ترسناک نبودند! |+| نوشته شده توسط حاجی در سه شنبه 1387/11/29 و ساعت 10:9 بعد از ظهر |
خاتمی کجا می آید؟!
در مطلب قبل در مورد کاندیداتوری احمدی نژاد صحبت شد و امروز میخواهیم در مورد خاتمی حرف بزنیم. ما خیلی از مردم مخصوصاْ جوانان را میبینیم که از اعلام نامزدی خاتمی حمایت میکنند ولی خیلی هاشان خودشان هم دقیقاْ نمیدانند چرا؟! فقط چون احساس میکنند نباید احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شود پس میروند سراغ خاتمی! اما زمان خاتمی چه داشت که مردم از او حمایت میکنند؟ زمان خاتمی شعار های خوبی داشت مثل جامعه ی مدنی٬ تساهل و تسامح٬ آزادی بیان و اندیشه و ... اینها آن چیزهایی بودند که خاتمی را خاتمی کردند و از او یک چهره ی جدید نمایش دادند ولی آیا واقعاْ این ها همه جامه ی عمل پوشید؟! مگر زمان خاتمی مطبوعات به صورت فله ای توقیف نشد؟ مگر زمان خاتمی عبدالله نوری٬ محسن کدیور و... به خاطر طرز اندیشه شان به زندان نرفتند؟ پس میبینیم خاتمی هم واقعاْ به شعارهایی که داد عمل نکرد و یا لااقل نگذاشتند عمل کند و سوال همینجاست! چه کسانی نگذاشتند کار کند؟ کدام سازمان ها و نهاد ها؟ چرا آقای خاتمی اسمی از آنها نبرد؟ آیا صرف حکومت باعث شد که خاتمی اسمی از آنها نبرد؟ و از آن اشخاص و نهادها به مردم شکایت نکند؟ با این اوصاف خاتمی الان برای چه میخواهد کاندیدا شود؟ آیا همان افراد و ارکان از این به بعد او را میگذارند کار کند؟ یا برنامه ی جدیدی برای مقابله با آنها دارد؟ آیا خاتمی باز هم به عنوان یک تدارکاتچی میخواهد نامزد شود یا این بار میخواهد ریاست جمهوری کند؟ آیا باز هم می آید تدارکاتچی باشد و دیگران نگذارند کار کند؟ اگر اینطور است برای چه می آید؟ آیا باز هم در مقابل این کارشکنی ها ساکت خواهد ماند؟ حال خودتان قضاوت کنید ببینید نامزدی خاتمی به چه دردی میخورد؟ اگر خاتمی برنامه ی جدیدی نداشته باشد بهتر است برای تدارکاتچی بودن نامزد نشود و بگذارد دیگران برای ریاست جمهوری نامزد شوند تا شاید کشور از این وضعیت نجات پیدا کند. |+| نوشته شده توسط حاجی در پنجشنبه 1387/11/10 و ساعت 2:57 بعد از ظهر |
آقای احمدی نژاد ما واقعا مقتدر هستیم؟!
این روزها بحث انتخابات داغ است و هرکسی به طرفداری از کس دیگر سخن میگوید و یا علیه شخصی! ما هم که دیدیم همه ی وبلاگ ها که خیلی زودتر به استقبال انتخابات رفته اند - حتی زودتر از صدا و سیما که به استقبال ۲۲ بهمن رفته- و در این مورد متنها نوشته اند٬ شرطها گذاشته اند و ... تصمیم گرفتیم در این مورد نظرات خود را بگوییم. وقتی با برخی از اصولگرایان تند رو صحبت میشود میگویند احمدی نژاد اگر اقتصاد را خراب کرد٬ اگر حقوق مردم -به غیر از حق مسلم هسته ای- را ندیده گرفت٬ اگر با بی کفایتی ها چندین میلیون دلار به کشور ضرر زده (مثلاْ تغییر ارز)٬ اگر یک دامپزشک را مشاور اقتصادی کشور کرده و ... در عوض باعث سرافرازی و اقتدار کشور در مقابل آمریکا و غرب شده است! در جواب من آرزو میکنم کاش این روسیه هم در غرب بود و ما با آنها هم مقابله میکردیم! دوستان آیا دادن امتیاز به روسیه برای حمایت از ایران -که آن هم در شرایط حساس حمایت نمیکند- و با کمک آنها در مقابل آمریکا ایستادن اقتدار است؟! اقتدار در مقابل گروهی و باج دادن به گروهی دیگر!!! دوستان لطفاْ تفسیر کنید کجای این اقتدار است که سهم ایران از دریای خزر را بین کشورهای دیگر تقسیم کنیم؟! کجای این اقتدار است که رئیس جمهور ما درخواست شرکت در اجلاسی را بدهد که تمام شرکت کنندگان آن از نام خلیج عربی استفاده میکنند و جزایر سه گانه را متعلق به خودشان میدانند؟! آیا مقتدر هستیم که در فرودگاه امارات مسافران ایرانی را لخت میکنند و میفرستند بین مردم در حالی که لباسشان در دستشان است؟! آیا مقتدر هستیم که عید نوروز را تاجیکستان در سازمان ملل به اسم خود ثبت کرده؟! آیا مقتدر هستیم که تمام کشور ها ما را تحریم کرده است؟ اگر مقتدر بودیم که با اقتدار مان تمام تحریم ها را میشکستیم و یا اصلاْ این تحریم ها به ما اثر نمیکرد! آیا مقتدر هستیم که دختران ایرانی را در امارات میفروشند؟ آقای احمدی نژاد شما در مقابل امارات- کوچکتر از برخی استانهای ما- نمیتوانید بیایستید٬ با این حال دم از اقتدار میزنید؟! سوال من این است جناب رئیس جمهور آیا شما واقعاْ فکر میکنید مقتدر هستیم یا فکر میکنید که مردم فریب میخورند با حرفهایتان؟!!! میگویند دولت اسلامی است و شعار میدهند که برگشتیم به صدر اسلام! ولی از آنجایی که قطار آقای احمدی نژاد ترمز ندارد - و یا ضعیف عمل میکند- وقتی به صدر اسلام رسیدیم قطار نایستاد و به دوران جاهلیت رسید!!! کدام اسلام را میگویید آقایان؟ این که به زور دختران محجبه شدند؟ این که تلویزیون صبح تا شب برنامه های دینی میدهد؟ این که هر گندی در مملکت زده شد گفتند کار امام زمان است؟ یا ... ؟! دولت اگر اسلامی بود جلوی مردم دروغ نمیگفت٬ مگر آقای احمدی نژاد نگفتند مردم ایران آزادند؟ کدام دروغ از این بزرگتر؟ مگر نمیگفتند با پارتی بازی در مناسب دولتی مبارزه خواهد کرد؟ آیا فامیل ها و آشنایان خود را در دولت و کابینه نمیبیند؟ اینها که حتی آزادی در یک برنامه ی ورزشی -نود- را تحمل نتوانستند بکنند!!! پس تا اینجای مطلب روشن شد که این دولت فریبکار و دروغگو و ضد اصول صلاحیت اداره ی کشور را ندارند مگر اینکه صندوق های معجزه گر رای به بازار بیاید به طوری که هر رای که در آن بیاندازی٬ موقع در آوردن اسم احمدی نژاد رویش باشد!!! |+| نوشته شده توسط حاجی در چهارشنبه 1387/11/02 و ساعت 5:16 بعد از ظهر |
علل عدم گرایش مردم به دین (1)
این متنی که میخواهم اینجا بنویسم برگرفته از کنفرانسی بود که برای کلاس آیین زندگی آماده کرده بودم که استاد (رئیس دفتر نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه) اجازه نداد. از آنجایی که میخواهم نظراتم را به تفصیل بیان کنم این موضوع را طی چند مطلب ارائه خواهم کرد. همانطور که گفته شد موضوع بررسی عواملی است که باعث شده و میشود مردم و بخصوص جوانان از نسبت به دین بدبین شوند و بعضی ها به عبارتی دین ستیز شوند. برای این کار اول باید ببینیم دین چیست؟ و این دینی که از آن حرف میزنیم چیست؟ برای این کار ابتدا دین را به دو قسمت اصلی تقسیم میکنیم: ۱) ذاتیات دین٬ ۲)عرضیات دین ذاتیات دین عبارت است از هر آن چه که در ذات دین است و ماهیت دین است و یا به عبارتی چیزهایی که دین اصولآبه خاطر آن فرستاده شده است٬ مانند یگانگی خدا٬ ایمان به زندگی پس از مرگ٬ عمل صالح٬ از بین رفتن تبعیضات بین انسان ها٬ رعایت حقوق همه ی انسان ها و ... که این ها مبانی کلی دین هستند. و اما عرضیات دین عبارت است از هر چه که در راستای دین به وجود آمده٬ یعنی دین به خاطر آن نیامده ولی به همراه آن آمده است و دین با آن مانده است. مانند نماز٬ روزه٬ غسل و بسیاری دیگر از احکام فقهی. اینجا باید مشخص شود که کدامیک از اینها بر دیگری مقدم تر است؟ یعنی قبول و انجام کدامیک برای دین مهمتر است؟ که با کمی فکر کردن به این نتیجه میرسیم که ذاتیات دین مهمتر است و اصلآ دین همان ذاتیات است و عرضیات و احکام در طول آن و بعد از آن است. برای مثال وقتی ما کسی را که مسلمان نیست و دین ندارد میخواهیم به اسلام دعوت کنیم٬ هیچوقت به او نمیگوییم که بیا مسلمان شو چون اسلام تیمم دارد! و این ها آن چیزی نیست که دلربایی کند و به سمت خود بکشاند٬ بلکه ما برای او از برابری و برادری٬ احترام به حقوق هر انسان جدای از عقیده و دین او٬ عمل صالح و ... را به او نشان میدهیم و از این طریق او را دعوت میکنیم و پس از دعوت و قبول اوست که مسائل فقهی معنا پیدا میکند٬ آن هم نه به یک باره که شخص از مسلمان شدن خود پشیمان شود بلکه به مرور و با آداب خاص خودش همانطور که خدا در حرمت شراب پیش آمد و چندین سال بعد از بعثت حکم حرمت شراب صادر شد٬ نه یکباره که ممکن بود همین امر موجب دوری خیلی ها در همان اول از اسلام میشد. یعنی باید مشخص کرد آیا کسی که به احکام رساله توضیح المسائل عمل نمیکند بی دین است یا خیر؟ که میگوییم خیر٬ ولی این بدان معنا نیست که احکام مهم نیست چرا که اگر مهم نبود اصلآ نمی آمد٬ ولی این ها اصل دین نیستند که اگر کسی به آن ها عمل نکرد بی دین دانست. پس وقتی ما میگوییم عدم اقبال مردم نسبت به دین منظورمان بخش فقهی آن نیست بلکه ذات و ماهیت دین است که اساسآ خود دین هم همان است. در این مطلب از کتاب "مدارا و مدیریت" دکتر سروش -انتشارات صراط- استفاده شده است.
|+| نوشته شده توسط حاجی در شنبه 1387/10/21 و ساعت 4:38 بعد از ظهر |
|
درباره وبلاگ
![]() من یه دانشجو هستم و این هایی که مینوسیم همون دلنوشته هام و بعضاً نظرات و عقاید شخصی من هستن، اسمشم از کتاب دفترهای سبز دکتر شریعتی انتخاب کردم که میگه:
"حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هرکسی به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد" منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
شهریور 1388تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 پيوندهای روزانه
آیت الله العظمی موسوی اردبیلیآیت الله العظمی منتظری هاشمی رفسنجانی سید محمد خاتمی محمد علی نجفی عطا الله مهاجرانی محسن کدیور دکتر سروش اکبر اعلمی جمیله کدیور آرشيو پیوندها پيوندها
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکردانجمن وبلاگ نویسان متحد ایران سید ابراهیم نبوی -طنز نویس سیاسی- فریاد های خاموش دغدغه دارم، پس هستم مهرداد امیر رحیمی دموکراسی فریاد دانشجو انتخابات ریاست جمهوری دهم او دروغ گفت چکاد اصلاح طلبان روزنامه اعتماد وطن پرست فرید صلواتی طرفداران خاتمی اعتماد 88 موج سهند یولداش (ستاد ملي جوانان حامي خاتمي در استان آذربايجان شرقي ) هشیوار سایه روشن 22 خرداد پایگاه رسانه ای هوادارن اصلاحات ساختاری (حامیان عبدالله نوری) ادوار نیوز (ادوار تحکیم وحدت) کلمه (حامیان میر حسین موسوی) آینده (سایت شخصی عباس عبدی) قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |